سلام
سلام
از تمامي دوستاني كه براي من شارژ فرستاده اند اما هنوز مطالب خود را دريافت ننموده اند ،
با عرض معذرت ازهمه عزيزان خواستاريم كه با ارسال مجدد درخواست خود ما را مطلع نمايند يا
در صورت عدم درخواست اطلاع دهند تا جهت بازگرداني شارژ اقدام گردد.
سلام
از تمامي دوستاني كه براي من شارژ فرستاده اند اما هنوز مطالب خود را دريافت ننموده اند ،
با عرض معذرت ازهمه عزيزان خواستاريم كه با ارسال مجدد درخواست خود ما را مطلع نمايند يا
در صورت عدم درخواست اطلاع دهند تا جهت بازگرداني شارژ اقدام گردد.
این پرسش نامه به همراه شیوه نمره گذاری و متن پرسشنامه موجود است برای دیدن متن کامل شماره شارژ 2000 تومانی ایرانسل را در قسمت نظرات واردو پس از تایید کلیه مطلب به ادرس سایت یا ایمیل شما ارسال می گردد.در صورت نداشتن ایمیل یا ادرس دیگر لطفا شماره تماس و درخواست خود را بگذارید تا با شما تماس و نحوه ارسال مطلب به شما اطلاع داده شود.شما می توانید تحقیقات خود را به ما سفارش دهید.
دگر حس شقایق را نداری
هوای قلب عاشق را نداری
از آن چشمان خونسرد تو پیداست ،
که قلب تنگ سابق را نداری . .
بقیه در ادمه مطلب
دوستان گرامی:
سلام
از اینکه به بلاگ من سر می زنید ومیتونم کمکتون کنم خیلی خوشحالم
خواهشا زمانی که در قسمت نظرات خواسته خودتون رو میذارید ومطلب براتون ارسال میشه
حتما با ایمیل یا گذاشتن پیام درقسمت نظرات از رسیدن مطلب به دستتون ما رو با خبر کنید.
باگذاشتن نظر و انتقاد وپیشنهاد ما رو در بهبود بلاگ یاری کنید
باتشکر مدیریت بلاگ
سوء مصرف مواد به عنوان يك معضل بزرگ فردي، خانوادگي، و اجتماعي مورد توجه دستاندركاران حكومتي و علماي جوامع ميباشد. با توجه به اين كه بر اين پديده، عوامل چندي تاثير دارند، لازم است تا با رويكردي جامع و سيستميك براي كاهش اثرات آن اقدام نمود.
در حال حاضر در تمامي نقاط دنيا روشهايي را براي كاهش و رفع اثرات اين معضل بكار ميبرند. يكي از اين روشها بكارگيري درمانهاي شناختي رفتاري است. نتايج مطالعات متعدد و اجراي برنامههاي گوناگون نمايانگر اثربخشي اينگونه مداخلات در درمان و كاهش اثرات سوء مصرف مواد بوده است. اين نوشتار بخشي از پيچيدگيهاي مداخلهگر در پديده سوء مصرف مواد را از ديدگاه شناختي رفتاري مورد بررسي قرار داده و براي درمان آن مدلهايي را ارائه ميدهد. اين مدلها بر اساس رويكردهاي معاصر شناختي رفتاري است كه اثربخشي آنها در پژوهشهاي متعدد به اثبات رسيده است. نكته قابل توجه اين رويكرد اين است كه نوعي خود درماني را به فرد ياد ميدهد كه ميتواند آن را براي گسترهاي از مشكلاتي كه در زندگي روزمره با آن مواجه ميشود بكار برد. از سوي ديگر با درگير كردن ساير افراد و منابع پيرامون فرد، از منظري سيستميك به مسئله سوء مصرف مواد نگريسته ميشود. چنانچه بخواهيم از ديدگاهي پيشگيرانه به اين مباحت بنگريم نيز، با در نظر گفتن پيشگيرانه بودن هر گونه فعاليتي كه كاهش آسيب را بدنبال داشته باشد، قابل تبيين است. منظور نظر ارائه روشهاي كاربردي درمان سوء مصرف مواد بوده است، اميد كه مقصود حاصل شده باشد.
بخش اول: مباحث نظري
از ديدگاه نظريه شناختي رفتاري وابستگي به مواد مخدر به عنوان رفتار آموخته شدهاي نگريسته ميشود كه از طريق تجربه كسب ميگردد. چنانچه مواد نتايج مطلوبي ( مانند احساس خوب، كاهش تنش و... ) را ناشي شوند، با تكرار مصرف ميتوانند به شيوه ترجيحي دستيابي به چنين نتايجي تبديل گردند. به خصوص زماني كه شيوههاي ديگري براي برآورده شدن چنين خواستههايي در دسترس نباشد. طبق اين ديدگاه اولين وظيفه درمان عبارت است از (1) شناسايي نيازهاي خاصي كه مواد برآورده ميكنند، و (2) ايجاد مهارتهايي كه شيوههاي معادل برآوردهسازي نيازها را مهيا ميكنند.
در درون ديدگاه كلي نقطه نظرات متفاوتي وجود دارد. رويكردهاي رفتاري بر پيشايندها و پيامدهاي قابل مشاهده رفتار بدون در نظر گرفتن رخدادهاي دروني مانند شناختها تاكيد ميكنند. از سوي ديگر رويكردهاي شناختي رفتاري، شناختها، افكار و هيجانها را جزء عواملي قرار ميدهند كه موجب تسريع يا تداوم رفتار ميگردند. اين رويكرد معمولاً از شيوههاي رفتاري نيز جهت اصلاح فرايندهاي شناختي و هيجاني بهره ميجويند.
طبق نظر لارسون[1] و همكاران( 2001 )، ديدگاه شناختي نسبت به فهم و درك مصرف مواد بر ساختار شناختي، دانش و انتظارات فرد تاكيد ميكند. براي مثال اثرات اضطرابزدايي مواد با انتظارات فرد همراه ميگردد. چنانچه فرد باور داشته باشد كه اضطراب با مصرف مواد كاهش مييابد، خطر تداوم مصرف افزايش مييابد. فرد نياز دارد تا جهت دستيابي به مؤفقيت بلندمدت در متوقف كردن مصرف مواد، به ساختار شناختي جديد، روشهاي مقابله جديد، و راهبردهاي كنترل اضطراب دست يابد.
در همين ارتباط شِين[2] بر اين باور است كه بطور كلي در درمان شناختي رفتاري سوءمصرف مواد بيماران آموزش ميبينند تا از موقعيتهايي اجتناب كنند كه به مصرف مواد ميانجامد. با اين حال با مطالعهاي كه از هال[3] و همكاران گزارش ميكند عنوان ميكند كه برخي از بيماران از درمان شناختي رفتاري بهره بيشتري ميبرند و برخي ديگر از برنامههاي دوازده مرحلهاي[4](12SF). طي اين مطالعه 128 مصرف كننده كوكايين به دو گروه تقسيم شدند( CBT يا 12SF ). نتايج نشان داد در گروه CBT افرادي كه در مقياس استدلال انتزاعي[5] نمرات بالاتري داشتند نسبت به افرادي كه نمرات انگيزش مذهبي[6] بالاتر داشتند بيشتر توانستند در پرهيز باقي بمانند. در گروه دوازده مرحلهاي اين روند معكوس بود. يعني افرادي توانستند بيشتر در پرهيز باقي بمانند كه نمرات انگيزش مذهبي بالاتري داشتند. نتايج اين مطالعه نشان ميدهد كه لازم است شيوه مداخله با توجه به ويژگيهاي افراد انتخاب گردد.
طبق رويكرد رفتاري مواد ميتوانند به عنوان يك تقويتكننده اوليه و بسيار نيرومند مفهومبندي گردند. اين مواد ميتوانند اثرات هيجاني خوشايند ايجاد كرده، و يا از احساسات ناخوشايندي همچون اضطراب بكاهند. وقتي كه مصرف مواد كاهش مييابد، اين احساسات ناخوشايند افزايش يافته كه خود موجب رفتار موادجويي و تداوم مصرف ميگردد. چنانچه نوعي وابستگي جسمي شكل بگيرد، مواد ميتوانند به عنوان تقويتكننده منفي عمل نمايند. به عبارتي مواد جهت اجتناب از واكنشهاي بازگيري ناخوشايند مصرف ميشوند.
رويكرد شناختي رفتاري دو نوع عمده يادگيري را كه در آزمايشگاههاي رفتار مورد شناسايي قرار گرفتهاند، با يكديگر تركيب ميكند: يادگيري از طريق تداعي[7] و يادگيري از طريق پيامدها[8].
در يادگيري از طريق تداعي، كه شرطيسازي پاولفي يا كلاسيك[9] نيز ناميده شده است، محركي كه بصورت اوليه خنثي بوده است ميتواند به دليل تداعيهاي تكراري بين محرك و مصرف مواد، به عنوان برانگيزان[10] عمل كند.
برانگيزانها ميتوانند خارجي باشند. مانند اشياء موجود در محيط، مكانها، يا افراد خاص (افرادي كه شخص با آنها به مصرف مواد ميپرداخته است)، و يا ميتوانند رخدادهايي دروني مانند افكار، هيجانها، يا تغييرات روانشناختي باشند. چنانچه بين اين رخدادها و مصرف مواد تقارني وجود داشته باشد و اين عمل تكرار شود، بين آنها تداعي بوجود ميآيد. همانطور كه اين تداعيها بتدريج و در طول وقوع تكراري تقويت ميشوند، مصرف كننده مواد به موضوعي براي ميل به مصرف[11] تبديل ميگردد، كه اكنون ميتواند به وسيله گروه در حال رشدي از محركها كه قبلاً خنثي بوده ولي در حال حاضر خاصيت برانگيزاننده دارند، برانگيخته شود.
در الگوي يادگيري از طريق پيامدها كه شرطيسازي عامل[12] نيز ناميده شده است، رفتار مصرف مواد به وسيله پيامدهايي كه مصرف مواد بدنبال دارد تقويت ميشود. براي مثال چنانچه پس از مصرف مواد احساس برانگيختگي جنسي، راحتي در موقعيتهاي اجتماعي، يا سرخوشي براي فرد رخ دهد، به احتمال زياد مصرف مواد در آينده تكرار خواهد شد، يعني تقويت مثبت[13]. اگر مصرف مواد موجب كاهش اضطراب، تنش، استرس، يا افسرگي گردد، باز هم احتمال مصرف آتي افزايش مييابد. اين فرايندي است كه تقويت منفي[14] ناميده ميشود، و طي آن تجربه ناخوشايند كاهش يافته يا خاتمه مييابد. البته مصرف مواد پيامدهاي منفي مانند افسردگي، اضطراب و علائم بازگيري نيز دارد، كه انتظار ميرود احتمال مصرف آتي مواد را كاهش دهد. با اين حال اين پيامدهاي منفي معمولاً مدتها پس از شروع ظاهر ميشوند و عمدتاً براي متوقف ساختن رفتار مصرف مواد تاثيري اندك يا هيچ دارند.
ازاين دو الگو چندين رويكرد درماني مشتق شده است. رويكرد مواجهه نشانه[15] سعي دارد تا رخدادهاي برانگيزاني كه براي فرد اهميت دارند شناسايي كرده و از طريق خاموشي[16] تاثير آنها را كاهش دهد. طي اين مداخله فرد با قويترين برانگيزانها مواجه ميشود، بدون اينكه مصرف مواد را بدنبال داشته باشد. فرض بر اين است كه با مواجهه كافي، نهايتاً محرك برانگيزان توانايي خود را در فراخواني ميل به مصرف و رفتار مواد جويي از دست ميدهد.
عليرغم ادعاي اين رويكرد در كاهش تاثير رخدادهاي برانگيزان از طريق گسستن تداعيهاي آنها با مصرف مواد، نتايج پژوهشهاي صورت گرفته در اين زمينه نامشخص بوده است( كادن[17]، 2001). مطالعات آزمايشگاهي صورت گرفته با افراد وابسته به مواد نيز در نشان دادن اثرات اين روش مؤفق نبودهاند.
رويكرد آموزش مهارتهاي مقابلهاي در جهت كاهش تاثير برانگيزانها تلاشي صورت نميدهد، بلكه برانگيزانها را پذيرفته و سعي ميكند تا معادلهايي را براي آنها بيابد. بنابراين فرد براي مقابله با يك موقعيت برانگيزان راههاي چندي را پيشرو خواهد داشت. با تمرين كافي مهارتهاي مقابلهاي معادل در موقعيتهاي برانگيزان، بجاي متوسل شدن به مصرف مواد، احتمال استفاده از اين شيوههاي معادل افزايش مييابد.
يكي از ديگر رويكردهاي درماني مرتبط، پيشگيري از عود است. اين رويكرد ارائه دهنده يك شيوه نظامدار از (الف) ارزيابي تمامي پيشايندها و پيامدهاي تاثيرگذار بر عود و (ب) بكار بردن مداخلاتي كه به نظر ميرسد احتمال عود آتي را كاهش ميدهند، است.
شواهد رويكرد شناختي رفتاري
نقص در مهارتهاي مقابله با پيشايندها و پيامدهاي مصرف مواد به عنوان عامل اصلي ايجاد و تداوم رفتار اعتيادزا در نظر گرفته ميشود( ميلر[18] و هستر[19]، 1989، نقل از كادن، 2001). در نتيجه جهت تعيين كاربرد عملي آموزش مهارتهاي مقابلهاي به عنوان وسيلهاي جهت كاهش خطر و تخفيف رفتار اعتيادزا، تلاش زيادي صورت گرفته است. در اين حوزه پژوهشهاي باليني بسياري صورت گرفته است و سه مطالعه فراتحليل[20]، آموزش مهارتهاي مقابلهاي را از نظر اثربخشي در مقايسه با ساير اشكال درمان در رتبه اول( هولدر[21] و همكاران، 1991، همان منبع )، يا دوم( ميلر و همكاران، 1995؛ فيني[22] و موناهان[23]، 1996 ) قرار دادهاند.
ارزش آموزش مهارتهاي مقابلهاي به خوبي در واژه وابستگي روانشناختي[24] مفهومسازي شده است. مصرف كننده مواد ممكن است از الكل يا مواد به عنوان شيوهاي جهت مقابله با مشكلات خاص ( يا بيشتر مشكلات ) در زندگي استفاده كند. با تكرار تجربه فوايد كوتاه مدت مصرف مواد، اين روش ميتواند به عنوان شيوه ترجيحي مقابله، بخصوص در غياب ساير مهارتهاي مقابلهاي، پذيرفته و بكار بسته شود. چنانچه مواد تنها روشي است كه يك فرد براي مقابله با مشكلات در پيشرو دارد، چنين فردي از نظر روانشناختي به آن وابسته ميگردد. اين فرد چنانچه بخواهد نيازهاي خود را برآورده سازد چارهاي جز استفاده از مواد ندارد. با در نظر گرفتن ميزان وابستگي شخص، نقائص در مهارتهاي مقابلهاي مانعي عمده در رهايي از وابستگي به مواد بشمار ميرود. از سوي ديگر چنانچه فردي شيوههاي متعددي را جهت برآورده ساختن نيازهاي خود در نظر داشته باشد، به هنگام ظهور اين نيازها نسبت به مصرف يا عدم مصرف مواد يا الكل داراي انتخاب است. بنابراين آموزش مهارتهاي مقابلهاي از اهميت شاياني برخوردار است، زيرا موجب ايجاد شيوههاي معادل ارضاي نيازها و بموجب آن تغيير و اصلاح وابستگي روانشناختي ميگردد.
تعيين حوزههاي مهارتهايي كه به آموزش نياز دارند، لازمه نوعي ارزيابي است كه معمولاً تحليل كاركردي[25] ناميده ميشود.اين ارزيابي به منظور شناسايي پيشايندهاي مصرف مواد توسط فرد، و رابطه كاركردي مصرف مواد با پيامدهاي آن است. ارزيابي ميتواند به شكل مصاحبه ساختاردار يا پرسشنامه باشد، و يا ميتواند شكلي از مصاحبه باليني را داشته باشد كه بدنبال شناسايي موقعيتهايي است كه در آنها احتمال مصرف مواد ميرود.
يكي از ابزارهاي مفيد ارزيابي براي شناسايي پيشايندهاي مصرف مواد پرسشنامه موقعيتهاي مصرف مواد[26]( آنيس[27] و مارتين[28]، 1985 )است. ابزاري ديگر جهت شناسايي پيامدهاي استفاده از مواد، پرسشنامه پيامدهاي مصرف الكل/مواد[29](ميلر، تونيگان[30] و لانگبا[31]، 1995) نام دارد. ارزيابي كلي نيازهاي فرد[32](دنيس[33] و همكاران، 1996) نيز ارزيابي جامعي از طيف وسيعي از عواملي كه ممكن است با وابستگي به مواد ارتباط يابند فراهم مينمايد.
در صورت نیاز وتمایل برای دیدن متن کامل حتما نظر بگذارید
رابطه سبك اسناد با پيشرفت تحصيلي در دختران و پسران .......
بررسی رابطه سبك های دلبستگی با رضايتمندی زناشويی در دانشجويان متأهل دبيری
بررسی راهبردهای اساسی در پیشگیری از عود اختلال سوء مصرف مواد مخدر در دانشجویان......
عناوین ارائه شده در این مقاله
مقدمه
روانشناسی انگیزش
مفاهیم و تعاریف انگیزش
انواع انگیزش
انگیزههای اجتماعی
انگیزههای بیرونی
انگیزههای درونی
کاربرد انگیزههای بیرونی
کاربرد انگیزههای درونی
طبقهبندی دیگر از تئوریهای
انگیزش
فیزیولوژی انگیزش..
روانشناسی هیجان
ارتباط انگیزش با هیجان
منابع و مآخذ
مفهوم انگیزش و شناخت عواملی که موجب انگیزش انسان می شود، یکی از پیچیده ترین بخش های روانشناسی و مدیریت امروز است و کار عملی و پژوهشی گسترده ای را می طلبد.
با وجود پیشرفت فن آوری، مسائل انسانی، بزرگترین گرفتاری عصر امروز است و انگیزش برای کار، ذهن متخصصان را در سطح وسیعی به خود مشغول داشته است.
بحث دربارۀ پدیده های انگیزشی و نقش آن در مجموع رویدادهای روانی و بویژه تأثیر آن بر رفتار فرد، بدون شک در قلمرو پژوهشهای روانشناسی قرار می گیرد.
در این قلمرو از سازۀ انگیزش برای توصیف و توضیح احساس و رفتار استفاده می کنند. افزون بر روانشناسی، در دیگر رشته های علوم مانند فیزیولوژی، عصب شناسی، تعلیم و تربیت و پزشکی، به پدیده های انگیزشی از نظر کشف مبانی فیزیولوژیک انگیزش، بویژه کشاننده ها، به ساختار و راه های عصبی به عنوان مبانی پدیده های اهمیت می دهند.
یکی از دلایل انگیزش نداشتن افراد، نداشتن هدف روشن است. برخی از افراد، انتظارات شغل و سازمان خود را نمی دانند. در حقیقت، اگر چه استعداد و توانمندی های مورد نیاز را دارند، ولی نمی دانند چه بکنند و در نهایت حاصل کارها و فعالیت آنها چه باید باشد.
صرفاً جنبۀ مادی پول سبب انگیزش نمی شود، بلکه جنبه های نشانه ای آن به سایر جنبه ها مثل احساس با ارزش بودن، احترام، نبود تبعیض و .. ارتباط پیدا می کند.............
مفاهیم و تعاریف انگیزش |
|
فرآیند انگیزش به نیروهای پیچیده، سائقها، نیازها، شرایط تنش زا یا مکانیسمهای دیگری اطلاق میگردد که فعالیت فرد را برای تحقق هدفهای وی آغاز کرده و به آن تداوم میبخشد.
تحقق اهداف سازمانی و فردی نیاز به برانگیختن انسانها دارد. فرض اول در مباحث انگیزش این است که رفتار انسانی هدفدار است. بدین معنی که حرکت، فکر، کار و خلق کردن در انسانها در جهت نیل به اهداف مشخصی صورت میگیرد. اما چرا مطالعه و دانش در مورد پیبردن به انگیزههای انسانها مهم است؟
تمام مطالعات و تحقیقات در مورد انگیزش تلاشهایی برای دستیابی به پاسخهایی در رابطه با چراهای رفتار انسانهایند. چرا بعضی پرتلاشتر از دیگرانند؟ اگرچه ممکن است جواب به این سؤالات آسان بهنظر برسد اما تحلیل و ریشهیابی چراهای رفتار افراد بسیار پیچیده و در عین حال جدا و مسحورکننده است. درک انگیزش برای پیبردن به علل رفتار انسانها بسیار با ارزش است.
انواع انگیزش |
وقتی میپرسیم چه چیز افراد را بر میانگیزد تا زندگی خود را برای نجات فردی به خطر اندازند یا برای دستیابی به هدفی خاص ساعتهای طولانی کار کنند، معمولا منظورمان این است که چرا مردم چنین رفتار میکنند؟ اصطلاح انگیزش همانطور که از معنای رایج آن نیز بر میآید به علت یا چرایی رفتار اشاره دارد. انگیزش بدین معنی ، تمامی روانشناسی را در برمیگیرد. اما روان شناسان مفهوم انگیزش را به عواملی محدود میسازند که به رفتار نیرویی میبخشند و به آن جهت میدهند. یک جاندار انگیخته در مقایسه با یک جاندار ناانگیخته با نیرو و کارایی بیشتری در یک فعالیت درگیر میشود. انگیزش علاوه بر نیرو بخشیدن به جاندار معمولا به رفتار جهت میدهد.
بطوری که شخص گرسنه برای جستجوی غذا و خوردن آن انگیخته میشود، شخص تشنه برای یافتن آب و فرد دردمند برای گریز از محرک دردمند. بنابراین به اندازه تمامی رفتارهایی که از فردی صادر میشود، میتوان انگیزه داشت. اما با طبقه بندی رفتارها در مقولههایی که ویژگی مشترک دارند انگیزهها را نیز میتوان در طبقاتی دسته بندی کرد. از جمله انگیزههای اولیه و ثانویه، انگیزههای درونی و بیرونی، انگیزههای اجتماعی و ... با وجود تنوع طبقه بندیهای انگیزشی همپوشی گستردهای بین آنها وجود دارد بطوریکه یک انگیزه در چند طبقه ممکن است طبقه بندی شود.
تعاریفی از انواع انگیزش
انگیزش اولیه در مقابل انگیزش ثانویه
انگیزش درونی در مقابل انگیزش بیرونی
انگیزش درونی در مقابل انگیزش بیرونی
آن دسته از انگیزههایی را شامل میشوند که با محرکات اجتماعی ارتباط بیشتری مییابند و زمانی معنی پیدا میکنند که فرد و رفتارهای او را درون اجتماعی که در آن زندگی میکند مورد بررسی قرار دهیم. از جمله این انگیزهها انگیزه پیوند جوئی ، انگیزه قدرت ، انگیزه مقام جویی را میتوان نام برد.
انگیزههای پیچیده ، انگیزههایی هستند که از دو عامل اصلی تشکیل شدهاند:
۱- سائقهای ذاتی و زیستی..........................
انگیزههای بیرونی |
|
انگیزههای درونی |
در تقسیم بندی ، انگیزهها بر اساس معیارهای مختلف طبقه بندی از انواع انگیزش معرفی میشود. که هر چند تحت عناوین مختلف طبقه بندی میشوند، اما اغلب همپوشیهای گستردهای با یکدیگر دارند بطوری که گاه یک نوع انگیزه در طبقات مختلفی میتواند دسته بندی شود. در یک تقسیم بندی مهم و معروف که از انگیزهها به عمل آمده است، انگیزه را به دو دسته کلی درونی و بیرونی تقسیم بندی کردهاند..................................
انگیزههای درونی و انواع آن
شاید همچون سایر مباحث روان شناسی دلایل مشخص به عنوان علل به وجود آورنده انگیزههای درونی کار چندان ساده و آسانی نباشد. با اینحال ردپای شکل گیری انگیزه را نیز طبق روال معمول میتوان در دوران کودکی جستجو کرد. شیوههای ...........................
کاربرد انگیزههای بیرونی انگیزههای بیرونی کاربردهای گستردهای دارد، به عبارتی هر کجا که ایجاد یادگیری ، تغییر رفتار ، افزایش سطح عملکرد مدنظر باشد استفاده از اصول مربوط به انگیزههای بیرونی لازم به نظر میرسد. هر چند هر سه مورد فوق همپوشی گستردهای با یکدیگر دارند، بطور مجزا مورد بحث قرار میگیرند. کاربرد انگیزهها بیرونی در امر یادگیری...............آموزش و پرورش اساسیترین نهادی است که با امر یادگیری ارتباط دارد. امروزه در این سیستم نیز به طور فزایندهای از فعالسازی انگیزش بیرونی استفاده میشود. فرآیند نمره دهی ، استفاده از جوائز و امتیازات ویژه در سطح کلاس، مدرسه، ناحیه، استان، کشوری، نمونه بارز استفاده از انگیزههای بیرونی برای بالا بردن سطح یادگیری دانش آموزان و عملکرد آنهاست. شیوههای تربیتی............
۱- تئوریهای محتوایی و فرآیندی:
در سال۱۹۷۰ كمپبل و همكارانش تئوریهای انگیزش را در دو چهارچوب كلی طبقهبندی كردند:
▪ رویكرد نیاز- انگیزه- ارزش
▪ رویكرد گزینش شناختی
▪ رویكرد خود تنظیمی- فراشناختی: موضوع این رویكرد تئوریهایی هستند كه فرآیندهای انگیزشی را متأثر از...............
فیزیولوژی انگیزش
فیزیولوژی انگیزه گرسنگی
فیزیولوژی انگیزه تشنگی
فیزیولوژی انگیزه جنسی
فیپزیولوژی انگیزه درد
فیزیولوژی انگیزه مادری
فیزیولوژی انگیزههای اجتماعی
|
|
ارتباط انگیزش با هیجان |
یکی از عناصر اصلی در انگیزش
● مرز میان انگیزش و هیجان
انگیزش و هیجان اغلب به اندازهای به هم بستگی دارند که تمییز بین آنها مشکل است: ما اغلب به کارهایی دست میزنیم
● سوالات مشترک بین انگیزش و هیجان
اگر شما با این قبیل مسائل برخورد کرده باشید که چرا بعضی افراد برای نجات بیگانگان زندگی خود را به خطر میاندازند؟
چرا برخی
● تعیین کنندههای انگیزش و هیجان
انگیزش و هیجان هر دو تحت تاثیر سه نوع عامل هستند عامل بیولوژیکی، عامل آموخته و عامل شناختی، مثلاً علت غذا خوردن ما بوسیله ترکیبی از احساسهای بدنی یا جسمانی گرسنگی که در نتیجه نیاز ما به غذاست تعیین میشود (عامل بیولوژیکی
تعداد صفحات 27
برای دیدن متن کامل شماره شارژ2۰۰۰ تومانی ایرانسل را در قسمت نظرات واردو پس از تایید کلیه مطلب به ادرس سایت یا ایمیل شما ارسال می گردد.در صورت نداشتن ایمیل یا ادرس دیگر لطفا شماره تماس و درخواست خود را بگذارید تا با شما تماس و نحوه ارسال مطلب به شما اطلاع داده شود.شما می توانید تحقیقات خود را به ما سفارش دهید.
جامعه ما آکنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الکترونیک و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می افزایند. از سوی دیگر شکل زندگی در عصر حاضر به ویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ترافیک، شلوغی ها و انبوهی از کارهای الزام آور روزمره است که قطعا تمام این فاکتورها افزایش استرس و سلب آرامش انسان ها را موجب می شود.
محققان و روان شناسان در سال های اخیر تلاش کرده اند به شیوه های مختلف که متداول ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیه های بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی می تواند ما را به آرامش بیندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. در این رابطه استیو موریل، کارشناس و نویسنده مقاله ای در روزنامه «دیلی مدیتیشن و دیلی لایف» روش هایی را برای کسب آرامش در زندگی عنوان کرده که آنها را ذکر می کنیم:
۱) حداقل روزی ۱۵دقیقه را در سکوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی که دارید، فکر کنید. سکوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی توان سکوت کرد. بلکه باید زمانی که فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یک ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را به روی خود ببندید.
۲) هیچ گاه جلوی گریه خود را نگیرید و گه گاهی گریه کنید، این کار باعث تخلیه تنش هایتان شده و به شما آرامش می دهد.
۳) وقتی احساس می کنید که سرتان پر از فکرهای جورواجور منفی است با قدم زدن آنها را پاک کنید.
۴) افراد آرام به خود می گویند که برای تغییر گذشته کاری نمی توان کرد، آنگاه از تفکر به آینده و ادامه زندگی لذت می برند.
۵) آرامش را از کودکان بیاموزید. آنها در همان لحظه ای هستند که زندگی می کنند و لذت می برند.
۶) اگر نمی توانید دیگران را ببخشید، بدانید که افکار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد کرد. اما شاد کردن دیگران باعث آرامش می شود.
۷) هر چه اکسیژن بیشتری به شما برسد، آرام تر خواهید شد. بنابراین خوب است که در محل کار یا خانه خود گیاهانی را نگهداری کنید.
۸) سعی کنید از چیزی که هستید راضی باشید، در این صورت احساس آرامش بیشتری می کنید.
۹) با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل کنید.
۱۰) با شوخ طبعی به آرامش خود کمک کنید.
۱۱) مهم نیست که با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلکه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.
۱۲) سرعت حرکت شما با احساس تان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حرکات بدن خود را آرام کنید. طولی نمی کشد که آرام خواهید شد.
۱۳) گاهی می توانید برای رسیدن به آرامش دراز بکشید، عضلات خود را شل کنید و به هیچ چیز فکر نکنید.
۱۴) لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عکس و فیلم بگیرید. سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره شان فکر کنید و لذت ببرید.
۱۵) آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فکری و احساس آرامش خواهد شد.
۱۶) هرچند وقت یک بار ساعت خود را باز کنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. همچنین درآوردن کفش ها به کاهش فشار عصبی کمک می کند.
۱۷) برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمرکز شوید و آرام نفس بکشید.
۱۸) تمرین کنید که آرام تر از حد معمول صحبت کنید. این کار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می کند.
۱۹) احساسات و مشکلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس کنید.
۲۰) یکی از مهم ترین مهارت ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسایل کوچک است. دومین مهارت، کوچک شمردن تمام مسایل است.
۲۱) شادکردن دیگران، موجب آرامش می شود. نمی دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یک کارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی کنید. دیگران را برای لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف که وظیفه نیست.
۲۲) اگر می دانستید که:«سیگارکشیدن و ورزش نکردن برابر استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی کشیدید و ورزش کردن را به تعویق نمی انداختید.
۲۳) راحتی یکی از عناصر مهم آرامش است. دمای مناسب، صندلی، لباس و کفش راحت این امکان را برای شما فراهم می کند. پوشیدن لباس های گشاد و راحت باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می شود.
۲۴) اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یکی از باافتخارترین روش های رسیدن به آرامش خاطر رسیده اید. اگر از خدا دور افتاده اید، اکنون وقت آشتی است. داشتن یک تکیه گاه معنوی در موجب آرامش می شود

شما چطور راجع به خود فکر می کنید؟ چه احساسی نسبت به خود دارید؟
آیا برای خودتان ارزش خاصی قائل هستید؟ آیا بر توانایی های خود آگاهی دارید و آنها را شناسایی کرده اید؟ این افکار و احساسات ممکن است مثبت، منفی یا آمیخته ای از این دو حس باشد. به نوعی این احساسات و این افکار میزان احترام شما را به خودتان نشان می دهد و در مجموع با موضوعی تحت عنوان خود حرمتی بررسی می شود.
خود حرمتی میزان ارزشی است که شخص به طور کلی برای توانایی ها و قابلیت های خود قائل است. بسیاری از مردم فکر می کنند که خود حرمتی همان اعتماد به نفس است اما باید بگوییم که احترام به خود چیزی بالاتر از اعتماد به نفس بوده و اعتماد در دنباله احترام به وجود می آید.
درواقع باید بگوییم خود حرمتی به معنای مثبت اندیشیدن نسبت به خودتان در حالت عمومی و کلی است، ولی اعتماد به نفس، ایمان و اعتقاد داشتن به توانایی هایتان است. به بیانی دیگر احترام به نفس چگونگی دیدگاه شما نسبت به خودتان است، اما اعتماد به نفس چگونگی دیدگاه شما نسبت به توانایی هایتان احساسات و افکار خیلی از مردم درباره خودشان تا حدی مبنی بر تجربه های روزانه آنهاست. این موضوع نشان می دهد که شما چطور راجع به خودتان فکر می کنید یا چه احساسی نسبت به خودتان دارید.
افکار و احساسات ما درباره خودمان ممکن است مثبت، منفی یا مخلوطی از این دو حس باشد. رتبه ای که شما در آزمون به دست می آورید، چگونگی رفتار دوستانتان با شما، پستی و بلندی های یک ارتباط رمانتیک، همگی اثری موقتی و زودگذر بر روی سلامتی و تندرستی شما دارند.
اگر افکار و احساسات شما راجع به خودتان بیشتر مثبت باشد، میزان خود حرمتی شما بالاست، به طور عکس یعنی زمانی که شما بیشتر مواقع نسبت به خودتان احساساتی منفی دارید یا منفی می اندیشید، شما احترام کمتری نسبت به خود قائل هستید. به هرحال خود حرمتی شما، چیزی اساسی تر از آن است که با پستی و بلندی های معمولی و نرمال وابسته به موقعیت مکانی و زمانی تغییر کند.
برای مردم با پایه خوب از خود احترامی، پستی و بلندی های معمولی در زندگی ممکن است نوسانات موقتی و زودگذر در آنچه که آنها راجع به خود احساس می کنند ایجاد کند، اما به اندازه ای محدود. در مقابل، در افرادی که با پایه خود احترامی ضعیف هستند، این پستی و بلندی ها از آنها انسا ن های متفاوتی به وجود می آورد.
اینکه شما احساس خوبی نسبت به خود داشته باشید خیلی مهم است، چون این حس، قدرت کنترل داشتن بر زندگی تان را به شما می دهد، به شما کمک می کند که از نحوه ارتباط های خود احساس رضایت کنید، به شما اجازه می دهد تا از خودتان انتظارات و توقعات واقع بینانه ای داشته باشید و قدرت دنبال کردن اهداف تان را به شما می دهد. از طرفی دیگر، اینکه احساسات بدی راجع به خودتان داشته باشید، به بدبینی شما نسبت به خودتان و دیگران کمک می کند، اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد و سرانجام عملکردی ضعیف، غمگینی و افسردگی را در شما ایجاد می کند.
● چگونه خود حرمتی خود را بهبود بخشیم؟
در شروع باید این موضوع را بپذیرید که شما تنها انسانی نیستید که این مشکل را دارید، بلکه تعداد بسیار زیادی از مردم با این مسئله مواجه هستند.
قدم بعدی نوشتن واقعیت ها و حقایق بسیار مهم درباره خودتان بر روی یک تابلوی بزرگ است. مثلاً این که شما یک انسان شگفت انگیز، منحصربه فرد و استثنایی هستید و اینکه هیچ کس مانند شما وجود ندارد. حتی اثر انگشت و DNA های شما کاملاً با افراد دیگر تفاوت دارد، مگر اینکه شما تصادفاً یک دوقلوی همسان داشته باشید. مغز شما (چگونگی افکار و حتی فرمان های مغز) کاملاً مخصوص به خودتان است، این به آن معناست که در میان بالغ بر ۶ میلیارد انسان در جهان، شما نادر و بی همتا هستید.
شما حقوق زیادی دارید، به طور مثال یکی از آنها حق اشتباه کردن است. فراموش نکنید که جائز الخطا بودن از خصوصیات انسان است. خیلی از ما انسان ها قبل از آموختن بعضی مسائل خطاهای زیادی مرتکب شده ایم و درس های بسیار زیادی از میان اشتباهات خود آموخته ایم.
علاوه بر این، این حق ما ست که به خودمان احترام بگذاریم و مورد احترام قرار بگیریم و این موضوع در روابط روزمره ما بسیار مهم است. گفتن «بایدها و نبایدها» برای خودمان ضروری ترین و مهم ترین چیزی است که باید بیاموزیم تعداد بسیار زیادی از انسان هایی که درجه خود حرمتی پایینی دارند فکر می کنند که آنها افراد مهمی نیستند و به درد جامعه و یا حتی زندگی شخصی خود نمی خورند و به علت همین دیدگاه مشکلات زیادی را به دوش می کشند.
آیا شما هم در زمره این افراد هستید؟ اگر پاسخ شما مثبت است، سعی کنید این افکار ویرانگر و مخرب را متوقف کنید؛ زیرا اگر با این دیدگاه در جامعه حضور پیدا کنید؛ به انسان های اطراف خود این شجاعت را می دهید که آنها هم نسبت به شما همین گونه بیاندیشند.
در عوض، مثبت اندیشی درباره خودتان و خصوصیات منحصر به فردی را که دارید (DNA و ژن های منحصر به فرد که خصوصیات فردی و اختصاصی شما را تشکیل می دهند، اثر انگشت و مغز شما) شروع کنید. دراین باره فکر کنید که هر شخص حقوق، عقاید و ایده های مربوط به خود را داراست، که معتبرتر و قابل قبول تر از افراد دیگر است. این افکار به شما در ارتقای سطح خود حرمتی تان کمک خواهد کرد.
● تکنیک های بهبود خودحرمتی
انسان هایی که میزان خودحرمتی پایینی دارند زمان و فرصت کافی در زندگی روزمره برای خودشان درنظر نمی گیرند.
بنابراین حداقل روزی ۱۰ دقیقه را برای خود درنظر بگیرید. در این زمان تنها باشید، بنشینید و هیچ کار دیگری انجام ندهید. چشمان خود را ببندید و خود را در ییلاق ها و دشت های سرسبز تصور کنید یا فکر کنید که در کنار دریا هستید، به امواج دریا نگاه کنید و به صدای امواج گوش فرا دهید.
از زمانی که برای خود اختصاص داده اید لذت ببرید، این زمان مخصوص شما و تنهایی شماست و شما لایق آن هستید.
بعد از انجام این تمرین خود را بهتر احساس خواهید کرد، پس این زمان را برای خود اختصاص دهید.
● تاکید بر نقاط مثبت
غالب اوقات خودمان را بداقبال و ناکام می بینیم و به خاطر همین طرز تفکر اشتباهات زیادی انجام می دهیم. در صورتی که می توانیم با افزایش میزان حرمت نفس، خودمان را خوشحال و خوشبخت احساس کنیم، اگر راجع به اشتباهات و ناکامی هایی که در گذشته داشته ایم دوباره بیاندیشیم، باور خواهیم کرد که ناگزیر از انجام این اشتباهات و اعمال ناصحیح بوده ایم.
پس اگر در روابط شغلی و روزمره خود اشتباهاتی داشتیم، بهتر است به جای اینکه بیشتر به اشتباهات و نقاط ضعف عمل خود بیندیشیم، به نقاط مثبت کار هم نظر بیاندازیم و آنها را برای خود یادآوری کنیم. حتی ما می توانیم برای بهتر به خاطر سپردن نقاط قوت این نکات را بر روی یک کاغذ یادداشت کنیم. به این دلیل که حافظه ما به سهولت حتی کوچکترین اشتباهات را به خاطر می آورد اما نقاط قوت و چیزهای خوب به زودی از یاد می روند.
بنابراین اگر روز بدی را پشت سر گذاشته اید، اشتباهاتی در روابط کاری یا روزمره خود داشتید، یک شرح حال از کارهای درستی که انجام داده اید یادداشت کنید، نه اعمال اشتباهی که رخ داده است. نتایج این روش شما را شگفت زده خواهد کرد و چگونگی دیدگاه شما نسبت به خودتان را بهبود خواهد بخشید
50 نکته ازخود بنویسید
اگر شما از کم بودن میزان خودحرمتی خود رنج می برید می توانید این مشکل را در چند هفته حل کنید البته باید پشتکار داشته باشید!
یک کاغذ بردارید و خصوصیت های شخصیتی یا چیزهایی که راجع به خودتان به نظرتان می رسد را یادداشت کنید. حتی می توانید موارد و کارهایی را که اتفاق افتادن آنها باعث خوشحالی شما شده را هم یادداشت کنید.
مثلاً کتابی که به طور اتفاقی خریده اید پرفروش ترین کتاب سال بوده است، یا اینکه در سوپرمارکت به زن سالخورده ای در بردن وسائل اش به قسمت صندوق کمک کرده اید و...
این موارد شاید به نظر شما پیش پا افتاده است ولی هر مورد کوچکی که باعث خوشحالی و رضایت شما از خودتان شود ارزش زیادی در افزایش میزان خوداحترامی شما می شود.
زمانی که این ۵۰ مورد را یادداشت کردید این فهرست را در مکانی که همواره در دید شماست قرار بدهید.
شما می توانید هر روز موارد جدید دیگری را هم به این فهرست اضافه کنید
فائزه ورشوچی